نیروگاه بادی منجیل (عکس بالا)








خوبان آسان میایند بی رنگ میمانند و بی صدا میروند....
نیروگاه بادی منجیل (عکس بالا)








می خروشد دریا.
هیچکس نیست به ساحل پیدا.
لکه ای نیست به دریا تاریک
که شود قایق
اگر آید نزدیک.

مانده بر ساحل
قایقی ریخته شب بر سر او
پیکرش را ز رهی ناروشن
برده در تلخی ادراک فرو.
هیچکس نیست که آید از راه
و به آب افکندش.
و در این وقت که هر کوهه آب
حرف با گوش نهان می زندش
موجی آهسته فرا میرسد از راه که گوید با ما
قصه یک شب طوفانی را..............
"سهراب سپهری"
میگَنُم چطور قطار هی میکنی کلمه تی پَس؟
اصطلاحوی کاک شیرازی ر پشت هر نفس؟
میگنُم که قد قوارت به ای حرفا نم یاد!!!
بیشینی و از چی یُوی قدیم ندیما کنی یاد!!!
میگنُم سَنِی چَنی؟کج بیشین و راسِش بوگو؟
که ای حرفا تو دلت می قُله با یی رنگ و بو؟
میگنُم حرف دل مردم شیرازه میگی
از صفُی دل یا که از هر چی دلُو بازه میگی
یا که از جوشش دل با قُل قُلش دم میزنی
به رو زخموی چاکیده ی دل دَوُو مرهم میزنی
میگنُم بایه که فرهنگه قدیمه زنده کِرد
ریشه ی قدیم کَلما ره به دل پاینده کِرد
بودونیم که حرفشون کاکو رو حساب کتاب بوده
جُدُوی از معنی هر کلمه شیرین و ناب بوده
من میخوام کَپَر خونه ی عشقه تو دل دُرُس کنم
هر دلی ر جِلا بدم با اُسُ قُس کنم
شعر من برِی همه ی مردم ایرونه و بس
وقتی بهرخ نباشه یادی ازش کنن که هس.....!!!
"نوشته مریم دانشفرد"

زندگی ات را همچون یک شگفتی بزی ... نه همچون یک توجیه...

هر قدر میتوانی از شانست کار بکش...........!!!!!( چطورش رو نمیدونم ..شرمنده... !!)

بگذار دیگران بفهمند در چه مورد ایستادگی میکنی و در چه مورد ایستادگی نخواهی کرد....

هرگز اجازه نده کسی تو را افتان وخیزان ببیند...
بود آیا که در میکده ها بگشایند گره از کار فرو بسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به به.... بابا..... عجب نون خامه ای.... !!!! ![]()

آخه اینم شد زندگی ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه بهرخ خانم شما بگو .. اینم شد زندگی؟؟؟![]()

والو آدم چیچی بگه....!!!![]()
