تبليغاتX
کلوچه مسقطی

کلوچه مسقطی

بیاموزیم که با وقیح جدل نکنیم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روح ما را تباه میکند.

باران خانم ... قبل از هر چیز بگم که ایشالو به حق صاحب ای ساعت و ای وقت نذرتون قبول باشه و مروای هر سالتون باشه و حاجت روا باشین....

بعد هم بگم که نصف عمر اونوی که از ای شله زردو نخوردن بر فنا که نمتونم بگم چقدرررررررر خوشمزه شده بود .... واقعا دستتون درد نکنه باران خانم.....

و اینم عکس پشت صحنه بعد از تمام شدن شله زرد ها.............!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط بهرخ   | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط بهرخ   | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط بهرخ   | 

یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم


یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاک زیستن

یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد 

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست

یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط بهرخ   | 

تو رو خدا به این ساعتها نگاه کنید چقدر قشنگن...!!!

اصلا" انگار دارن با آدم حرف میزنن...!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط بهرخ   | 

  • هر روز صبح یک دقیقه وقت بگذار و کار کوچکی برای ارج نهادن به خود انجام بده.
  • یک دقیقه وقت بگذار و بر آن شو که امروز را از افسوس های گذشته و دلواپسی آینده پاک کنی .
  • یک دقیقه وقت بگذار و اثرات حرفهای غیر منصفانه را از بین ببر.
  • یک دقیقه وقت بگذار تا از افکار منفی خلاص شی.
  • یک دقیقه وقت بگذار و فکر کن که یک مورد نگران کننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبی دارد.
  • یک دقیقه وقت بگذار و نگذار چیزهای کوچک شادیهایت را بر هم بزند.
  • یک دقیقه وقت بگذار و تجربه ای لذتبخش را به خاطر بیار.
  • یک دقیقه وقت بگذار تا بخاطر بیاوری که همه دنیا علیه تو نیست.
  • یک دقیقه وقت بگذار و تصمیم بگیر که از هیچکس انتظار تشکر نداشته باشی.

        و در نهایت ........

  • یک دقیقه وقت بگذار و تصمیم بگیر به هیچ وجه در مورد آنچه دیگران ممکن است درباره تو بگویند یا فکر کنند نگران نباشی.....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط بهرخ   | 

" بلوار چمران" 

"باغ ارم"

"خیابان خلیلی "

"بلوار چمران "

"بلوار دانشجو"

 "علی ابن حمزه"

این عکسها به نظرم به قدری زیبا اومدن که حیفم اومد با عزیزانم قسمتشون نکنم...

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط بهرخ   | 

 والو ای روزا هر چی عکس میذارم به نظر دوستان!! خوش نمیاد.... یکی زهره اش میره یکی ماسک میزنه که بوی بد به مشامش نرسه.....یکی میگه موزیک بیذو .. یکی میگه موزیکو ره ورش دار ....خلاصه داستانی داریم ما با ای دوستان ( دشمنان ) ...گفتم همو برگردم به گوذوشتن عکس از طبیعت...... ای عکسا ماله امروزه... هوای بارونی شیراز ... ایشالو که ای عکسا دیگه نه بو میده و نه هیچکسه زهره ترک میکنه..!!!!

"علی ابن حمزه"

"فلکه اطلسی"

 

"بلوار چمران"

"رودخانه - پل علی ابن حمزه"

"بلوار جام جم"

"بلوار چمران"

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط بهرخ   | 

المنه لله که در میکده باز استخم​ها همه در جوش و خروشند ز مستیاز وی همه مستی و غرور است و تکبررازی که بر غیر نگفتیم و نگوییمشرح شکن زلف خم اندر خم جانانلبردوخته​ام دیده چو باز از همه عالمدر کعبه کوی تو هر آن کس که بیایدای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین زان رو که مرا بر در او روی نیاز استوان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز استوز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز استبا دوست بگوییم که او محرم راز استکوته نتوان کرد که این قصه دراز استاتا دیده من بر رخ زیبای تو باز استاز قبله ابروی تو در عین نماز استاز شمع بپرسید که در سوز و گداز است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط بهرخ   | 

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است  آسان مگذر

 بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که   در زندگی خویش

 که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را  از دست می دهد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط بهرخ   |